جستجو :
پایگاه اطلاع رسانی نمایشگاه ها ، همایش ها ، مسابقات و مناسبت های داخلی و خارجی





رستگاری مشکوک
درباره فرِدی‌ مرکوری‌ و گروه کوئین

می گویند همیشه اولین ها در هر کاری جاودان می ماند. گفته ها و ناگفته های خود را از فردی مرکوری اسطوره موسیقی نوین جهان شروع میکنم. هنرمندی که خیلی زود هوادارانش را تنها گذاشت. او به راستی مسلط به هر سبکی بود و با این که به قول امروزی ها راک میزد ولی تسلط به همه سبکهای موسیقی او را قادر ساخته بود که کارهای تلفیقی و ترکیبی عجیب و ماندگاری از خود به جای بگذراد. خیلی ها او را اصالتا ایرانی می دانند و شاید یکی از دلایلی که برای ایرانیان بسیار شناخته شده است همین هم ریشگی با ایرانیان باشد. به بهانه عرضه جدید  دو کاست مجاز از کارهای مرکوری در بازار فرهنگی کشور که با استقبال هم مواجه شده زندگی و آثارش را به شما دوستان معرفی کرده و دو اثر مشهور و جهانی او که شاید بیشتر علاقه مندان به موسیقی شنیده اند را مرور می کنیم.
فِرِدی‌ مِرکوری‌ (فرخ بُلسارا - نام اصلی او) خواننده‌ اصلی‌ کروه کوئین بود و از سرشناسترین پارسیان هند به شمار میرفت. ششم‌ سپتامبر ۱۹۴۶ در زنگبار، یک‌ زوج‌ زردشتی‌ (از پارسیان هند)‌ به‌ نام‌های‌ «جـِر» و «بومی‌ بولسارا»، صاحب‌ فرزندی‌ شدند که‌ در ابتدا نامش‌ را«فـرّخ‌» گذاشتند امّا خیلی‌ زود به‌ دلیل‌ تلفظ‌ مشکل‌ این‌ نام‌ نزد اطرافیانشان‌ ـ که‌ تقریباً همگی‌ انگلیسی‌ زبان‌ بودند ـ نام‌ او را به‌ «فردریک‌» (فِرِدی‌) تغییر دادند.فردی خواهری کوچک‌تر به نام کشمیرا هم داشت. اوایل فردریک‌ به‌ عنوان‌ تحویلدار دادگاه‌ عالی‌، در‌ استخدام‌ دولت‌ بریتانیا بود. یک‌ سال‌ بعد خانواده‌ او به‌ هندوستان مهاجرت‌ کردند. موقعیت‌ شغلی‌ پدر فردی‌ و مسافرت‌های‌ پی‌ در پی‌ آن‌ها ایجاب‌ می‌کرد که‌ فردی‌ به‌ «مدرسه‌ شبانه‌روزی‌ سن‌پیتر» در بمبئی فرستاده‌ شود تا بدین‌صورت‌ به‌ ثبات‌ و استحکام‌ شخصیت‌ او لطمه‌ای‌ وارد نیاید. او گاه‌ تا دو سه‌ سال‌ والدینش‌ را نمی‌دید. در اینجا بود که‌ نام‌ او نزد دوستان‌ و سپس‌ نزدخانواده‌اش‌ از فردریک‌ به‌ فردی‌ تبدیل‌ شد و همین‌جا بود که‌ معلّمانش‌ متوجه‌ استعداد عجیب‌ او در موسیقی‌ شدند. علاقه فراوان فردی به هنر، بخصوص موسیقی موجب شد تا مدیر مدرسه از والدینش بخواهد تا در کلاسهای موسیقی مدرسه نیز شرکت کند. فردی کلاسهای پیانو را با جدیت و علاقه فراوان دنبال می‌کرد و در سال ۱۹۵۸ با دوستانش گروه موسیقی راک به نام The Hectics را تشکیل داد.
 زنگبار تا ۱۹۶۴ مستعمره‌ بریتانیا محسوب‌ می‌شد امّا در این‌ سال‌ استقلال‌ خود را به‌ دست‌ آورد. به‌ همین‌ دلیل‌، زندگی‌ برای‌ فردی‌ و خانواده‌اش‌ مشکل‌ شد و آن‌ها تقریباً بادست‌ خالی‌ و تنها با چند چمدان‌ لباس‌ و مقداری‌ خرده‌ریز راهی‌ اروپا شدند. در سپتامبر همان‌ سال‌ فردی‌ در دانشکده آیل ورث برای‌ اخذ مدرک‌ عالی‌ در رشته‌ هنر ثبت‌ نام‌ کرد. در ۱۹۶۶ فردی‌ حائز رتبه‌ اول‌ در رشته‌ هنر شد و شروع‌ به‌ گذراندن‌ واحدهای‌ طراحی‌ و گرافیک در «دانشکده‌ هنر ایلینگ‌» کرد. همینجا بود که ‌فردی‌ نام‌ فامیلش‌ را از بولسارا به‌ مرکوری‌ تغییر داد.
در سال‌ ۱۹۷۰ فردی‌ مرکوری‌، راجر تیلر، برایان می و دوست‌ دیگری‌ به‌ نام‌ مایک‌ گروز، «گروه کوئین» (به انگلیسی: Queen به معنای «ملکه»)‌ را تشکیل‌ دادند. اسم‌ گروه‌ پیشنهاد فردی‌ بود. روز شنبه‌ ۲۷ ژوئن‌ ۱۹۷۰، به‌عنوان‌ روز اوّلین‌ اجرای‌ زنده‌ کوئین‌ به‌ تاریخ‌ موسیقی‌ پیوست‌. بعضی از مشهور ترین آهنگ های گروه کوئین عبارت‌اند از: «راپسودی بوهمیی، «ما قهرمانیم» و.. در اوایل سده ۲۱ میلادی گروه کویین به عنوان دومین گروه پیشتاز موسیقی پس از بیتل ها در هزار سال اخیر انتخاب شدند همچنین تک ‌آهنگ راپسودی بوهمی  نیز به‌عنوان آهنگ منتخب هزاره انتخاب گردید.
در ۲۳ نوامبر سال‌ ۱۹۹1، فردی‌ با چاپ‌ بیانیه‌ای‌ اعلام‌ کرد که‌ مبتلا به‌ بیماری‌ سخت ایدز شده و درست‌ یک‌ روز پس‌ از آن‌ در ساعت‌ ۷ بعدازظهر، مبارزه‌ وی‌ با مرگ‌ پایان‌ گرفت‌. او در سال‌های‌ آخر، با وجودآگاهی‌ از مرگ‌ زودرس‌ خویش‌، به‌یادماندنی‌ترین‌ کارهایش‌ را خلق‌ کرد.


 نام كامل:FREDDIE MERCURY          
نام اصلي:FARROKH   BULSARA   (فرخ بولسرا)
تاريخ تولد: 5 سپتامبر 1946

محل تولد:  ZANZIBAR ( زنگبار)-آفريقا.


تاريخ فوت: 24 نوامبر 1991.
محل فوت: در منزل خود واقع در LOGAN PLACE IN KENSINGTON,LONDON
علت درگذشت: ذات الريه ناشي از بيماري ايدز. (در سن 45 سالگي)
مذهب:  زرتشتي.
اصليت: بنا به نقلی ايراني تبار.
شغل: خواننده، نوازنده پيانو، ترانه سرا.
سبك: راك كلاسيك.

نام پدر:  BOMI BULSARA      شغل: حسابدار دولت انگليس.

نام مادر:JER BULSARA         *    BULSAR      شهري در شمال بمبئي.
      
* پدر و مادر وي اهل GUJARAT در غرب هند بوده اند.



مرکوری در كودكي به ورزش هـاي هاكي و بوكس علاقه مند بـود، در ســن 10 سـالـگي در مـدرسه خود  قهرمان تنيس روي ميز بود. آن سالها او و دوستانش در گروه HECTICS تـنـها در داخـل مـدرسه مجاز به اجـراي برنامه بود و تنها در جشن ها و ميهماني هـاي داخل مدرسه موسيقي اجرا ميـكـردند.

حالا مرکوری اغلب ترانه هاي گروه را خودش مي سرود. دوستانش می گفتند فردي شخصی خجالتي، كمالگرا و درونگرايي بود والبته بسيار سخاوتمند. ترانه BOHEMIAN RHAPSODY كه خود شعر آن را سرود ابتدا  به علت آنكه يك ترانه بلند بود (6 دقيقه) اعضاي گروه تصور نميكردند كه در جدول تاپ تن قرار گيرد اما نه تنها به مدت 9 هفته در جدول مقام نخست را حفظ كرد بلكه به يك ترانه به ياد ماندني و جاودانه بدل  گرديد. اين ترانه در كتاب گينس نيز به عنوان برترين ترانه بريتانيا به ثبت رسيده است. او سه ترانه را نيز همراه با مايكل جکسون بنام STATE OF SHOCK اجرا كرد اما هيچگاه منتشر نگرديد. او از لحاظ كنسرتهاي پر ازدهمامش نيز ركورد دار بود. در كنسرت وي درSAO PAULO  231 هزار نفر حضور يافتند. همچنين در كنسرت  سال 1976 لندن 150 هزار نفر شركت كردند.
از کودکی پيش آمدگي دندانهايش به علت وجود  دندان اضافي در دهانش مشخص بود ولي ازترس آنكه صدايش در پي عمل جراحي تغيير كند از جراحي دندانهايش خودداري مي كرد. دامنه صدايش بسيار گسترده بود و می توانست صداهاي بسيار زير، حزن آور و جدي را همزمان بخواند. او که از کودکی به جمع آوري تمبر علاقه داشت كلكسيون تمبر بزرگی را از خود یادگار گذاشت که اکنون در موزه نگهداري می شود.



Bohemian Rhapsody
نظرات مختلفی راجع به مفاهیم پشت ترانه‌ی این اثر ماندگار گروه کویین وجود دارد؛ بعضی‌ها معتقدند، این شعر صرفاً داستانی درباره مردی است که بوسیله شیطان فریب می‌خورد و مرتکب قتل میشود یا نمایشی از یک اعدام و اشاره‌ای است به داستان بیگانه، نوول معروف آلبر کامو -  داستان مردی را روایت می‌کند که یک نفر رو میکشد و بعد در زمان اعدام، به الهاماتی میرسد که ذهنش را روشنتر می‌کند و... - با همه‌ اینها، زمانی که آلبوم Greatest Hits کویین، به بازارآامد، یک پک  کامل مفصل از ترجمه‌ها و توضیحات متن ترانه‌ها همراهش ارائه شد که درباره‌ی بوهمیان راپسودی، مطالب جالبی عنوان شده بود: ...
 
 
مامان… همین الان یه مرد رو کشتم
تفنگ رو  رو شقیقه‌ش گذاشتم
و ماشه رو فشار دادم
و اون حالا مرده

مامان… زندگی تازه شروع شده بود
اما همه چی نابود شد.
…من تموم شد‌م،
و شیطان روحم را ربود...

Bohemian Rhapsody (راپسودی بوهمیان)، با وجود اینکه جزو موسیقی پاپ محسوب می‌شود، اما هیچ Chorus ی ندارد و در واقع از چند قسمت کاملاً مستقل با سبک‌های متفاوت تشکیل شده است. خیلی‏ها این اهنگ گروه کویین را magnum opus یا شاهکار آنها میدانند که باعث شد مسیر آنها را برای رسیدن به عنوان یکی از محبوب‎ترین گروه‌های موسیقی مردمی دنیا، هموار کند. خصوصیت بارز این اثر، پرطرفداربودن و در عین حال به شدت پیچیده‌‌ بودن می دانند. مساله دیگر، اسم ترانه‌ است که در هیچ ‌جای آن استفاده نمیشود.
هر چند برخی معتقدند که این ترانه، فقط برای نشستن روی آهنگ ساخته شده و همونطور که خود فردی مرکوری گفته معنی خاصی ندارد.! مرکوری در یکی از مصاحبه هایش درباره این اثر، ترانه‌ی بوهمیان راپسودی را یک سری مهملات تصادفی موزون دانسته بود.! او اصولاً هم از حرف زدن در مورد آثارش طفره میرفت و معمولاً وقتی از او در این مورد سوالی میشد، حالت تهاجمی به خودش می‌گرفت. دلیل این رفتارش این بود که، اعتقاد داشت شنونده‌ها باید برداشت خودشان را از آثار اون‌ها داشته باشد. او می گفت:
این یکی از آن آهنگ‌هاییه که یه حس رویایی به آدم میده. فکر کنم که مردم باید این آهنگ رو بشنوند و درباره اینکه چی ازش فهمیدن، خودشون تصمیم‌ گیری کنن…Bohemian rhapsody همینجوری رو هوا ساخته نشده.!!


مردی تصادفاً مرتکب قتل می‌شود و روحش را همانند فاوست به شیطان می‌فروشد. در شب قبل از اعدامش، خدای خودش را صدا می‌زند (Bismillah) و با کمک فرشتگان، از دست شیطان رهایی پیدا می‌کند.

موسیقی این اثر از شش بخش تشکیل شده: مقدمه، Ballad، سولوی گیتار، اپرا، راک و پایان‌بندی. این شکل از تقسیم‌بندی، در کنار تغییرات ناگهای در سبک، تون صدا و سرعت آن، یک سبک نامتعارف در موسیقی راک محسوب میشود. کویین آهنگ‌های دیگر مشابه  این کار دارد. مثل My Fairy King،Liar و March of Black queen هستند.

آهنگ با یک هارمونی چهارتکه و دکلمه‎ای از مرکوری در گام سی ‌بمل (B Flat) شروع می‌شود، البته در ویدیوی اثر، هرچهار عضو گروه در حال خواندن هستند، اما فقط چند ترک از صدای مرکوری است که روی هم قرار گرفته است.

"آیا این زندگی واقعیه؟ یا فقط خواب می‌بینم؟چشمانت رو باز کن… واقعیت را گریزی نیست."

بعد از ۱۵ ثانیه، پیانوی گراند شروع به نواختن می‌کند و راوی، خودش را  پسربچه‌ی مفلوکی معرفی می‎کند که نیازی به ترحم دیگران ندارد. بعد، یک کروماتیک نزولی روی عبارت Easy come, easy go، فضای آهنگ را توهم‌انگیزتر می‌کند. این بخش با شروع آرپژ پیانو در گام سی‌بمل به پاین می‌رسد.

Ballad
هماهنگ با پیانوی گراند، گیتار Deacon هم شروع به نواختن می‌کند و مرکوری به تنهایی شروع به خوندن می‌کند:

مامان… همین الان یه مرد رو کشتم
ستون فقراتم به رعشه افتاده…
باید همه چیزو پشت سر بگذارم و با واقعیت روبرو بشم..
نمیخواهم الان بمیرم… گاهی آرزو می‌کنم که کاش هیچ وقت متولد نشده بودم.”

بعد از ۳۰ ثانیه از آغاز میان‌پرده‌ای که گیتار، در آن نقش اول آهنگ را بازی می‌کند، بصورت کاملاً ناگهانی، ریتم از اوج هیجان می‌افتد و وارد سکوت غیرمنتظره‌ای می‌شود که فقط نت‌های پیانو هستند که بصورت ریتمیک، این سکوت را می‌شکنند. به این صورت وارد بخش شبه‌اپرایی اثر می‌شویم. بخشی که بیشترین بار ابهام را در کل آهنگ به دوش می‌کشد. با وجود اینکه پی‌مایه‌ی آهنگ این قسمت حفظ شده اما تقریباً از همه نظر، با سایر قسمت‌ها متفاوت درآمده است. حتی میزان به میزان همین بخش هم با همدیگر متفاوتند. تک‌خوانی‎های Freddy همراه با پیانو تا همخوانی‌های سایر اعضای گروه روی درام و باس و… این قسمت اثر را کاملاً از بقیه‌ی آن متمایز کرده است.
نکته‌ی جالب در ضبط این بخش این بود که فردی مرکوری، برایان می و راجر تیلور، توانستند یک بازه‌ی گسترده صدایی رو در قسمت کر این بخش بخوانند.به عبارت دیگر، May، نت‌های بم، مرکوری نت‌های میانی و تیلور، نت‌های بالای اون را خواندند. کاری که البته با ده تا دوازده ساعت خواندن در طول روز و تولید مجموع ۱۸۰ ترک جدا امکان‌پذیر شد. این بخش، با عبارت ” ابلیس، یکی از  نوچه‌هایش را برای من کنار گذاشته” در گام سی به پایان میرسد.
دو قسمت بعدی، قسمت‌های هوی‌متال و جمع‌بندی آهنگ هستند که نزدیک به دو دقیقه طول میکشند.

درباره Bohemian ها بد نیست بدانید که  به گروهی از مردم مقیم منطقه‌ی بوهمیا (در جمهوری چک، نزدیک مرز‌ مجارستان) و زبان تکلم آنها اطلاق میشود. از طرف دیگر، bohemians (معمولاً با b کوچک)، به گروهی از افراد (به خصوص، هنرمندان یا نویسندگان) گفته می‌شود که طرفدار مکتب بوهمیانیسم هستند. می گویند پیروان این به اصطلاح مکتب، به زندگی آزاد و رها از قیود و قوانین رایج در دنیا اعتقاد دارند و ...، به عنوان یه صفت bohemian، به یک زندگی یا رفتار غیرمعمول و غیرمرسوم گفته میشود.
 
خیلی‌ از منتقدین می گویند که فردی مرکوری در این ترانه، به شکل پیشگویانه‌ای، مرگ خودش را پییش‌بینی کرده بود و این ترانه‌، به نوعی به او الهام شده بود.
مثل اکثر آثار دیگهر گروه، اعضای کویین درباره‌ی این اثر هم زیاد صحبت نمی‌کنند. برایان می و راجر تیلور، یکبار درباره‏ی این اثر اینطور صحبت کرده‌ بوده اند :
"درباره‌ی راپسودی بوهمیان، خوب…فکر نکنم هیچوقت بفهمم که درباره‌ی چیه، گو اینکه اگر می‌دونستم هم چیزی راجع بهش نمی‌‎گفتم! چون واقعیت اینه که دوست ندارم راجع به اینکه آهنگامون درباره‌ی چی صحبت می‎کنند به کسی توضیحی بدم. دلیلش هم اینه که مطمئناً توضیح ما،تمام ذهنیت شنونده رو نسبت به اثر نابود می‌کنه؛ درحالیکه هرکسی این آهنگ رو با یه قسمتی از تجربیات خودش مرتبط می‌کنه. فردی (مرکوری) هم ممکنه این ترانه رو بر اساس یه اتفاقی تو زندگی شخصیش نوشته باشه؛ دنبال راهی برای دوباره ساختن خودش بوده باشه. به نظرم بهتر باشه که قضاوت در مورد این ترانه رو به خودتون بسپرین.
داستانی که در این ترانه روایت می‌شه، مشابه داستان رمان  “غریبه”  اثر آلبر کامو، داستان مردی رو می‌گه که کسی رو می‌کشه و نه تنها قادر به توضیح اتفاقی که پیش اومده نیست، بلکه حتی در بروز احساسش هم در مورد حادثه، دچار مشکل شده.
ملودی ترانه خیلی سریع حاضر شد، فردی مرکوری، قطعه روی پیانو پیاده می‌کرد و همینطور به صورت ذهنی جلو میبرد.اما مشکل اصلی، سر صداگذاری ۱۲۰ لایه‌ی صدایی بود که در اون زمان و با امکانات اون موقع ، کار خیلی مشکلی بود و  همون قسمتش به تنهایی حدود سه هفته طول کشید.قسمت اپرایی موسیقی، حدود ۷۰ ساعت زمان برد تا ساخته شد."
برای ساخت این آهنگ، از یک استودیوی اصلی (راکفیلد در جنوب ولز) و چهار استودیوی دیگر استفاده شده است و ترک‌های متعدد صدا بر روی هم ذخیره شدند تا این اثر بسیار پرجزئیات ساخته شود. از این آهنگ به عنوان یکی از پرخرج‌ترین و البته پرجزئیات‌ترین آثار تاریخ موسیقی نام برده می شود.
این آهنگ، اولین کار Hit گروه در آمریکا  به حساب می امد و در رده‌ی نهم بهترین آهنگ‌های هفته قرار گرفت، اما در انگلستان اوضاع فرق می‌کرد و حدود ۹ هفته، برترین ترانه‌ی چارت بود. جالب اینجاست که وقتی یکبار دیگر در یک فیلم  به نام Wayne’s World استفاده شد، فروش به مراتب بالاتری را در آمریکا تجربه کرد.
زمانی که مرکوری قصد پخش اثر را در سال ۱۹۷۵ داشت، اکثر کمپانی‌ها، مدت زمان طولانی آن را یک مشکل در مسیر موفق شدنش قلمداد کردند و خواستار کوتاه‌تر شدنش شدند. مرکوری، وقتی که اینطور دید، قطعه را به دست یکی از دوستانش سپرد و از او خواست که هیچ‌وقت آن را پخش نکند (در رادیو و تلویزیون). اما این آقای دوست، دقیقاً برعکس این کار را انجام داد و تا ۱۴ بار در روز، آن را روی آنتن برد! نتیجه این شد که همه، نمونه‎ی کامل اثر را شنیدند و پسندیدند و قطعه هم بصورت کامل توسط کمپانی‌های پخش، پذیرفته شد!
 تمامی کمپانی‌های موسیقی می‌خواستند که آهنگ کوتاه‌تر شود چون به نظرآنها  طولانی بودن اثر باعث می شود که فروش خوبی نداشته باشد. فردی می‌توانست این کار را انجام دهد ولی در آن وقت کارش از معنی می‌افتاد. اکنون هم از دید بعضی افراد "سخت مفهومه"؛ شاید اگر می خواستند کوتاهترش کنند دیگر هیچ برداشتی از آن نمی شد کرد.

Beelzebub، در لغت به معنی شیطان است (the Devil or Satan) و در خیلی از آثار ادبی، مثل بهشت گمشده‌ی میلتون، به عنوان دست‎راست ابلیس معرفی شده و دومین مقام شیطانی را در جهنم دارد. این کلمه، ظاهراً از لغت Beelzebul گرفته شده که به مرور زمان به b ختم شده است.
از طرف دیگر، و به عنوان یک نماد باستانی، به الهه‌ای گفته می شده که ظاهر یک حشره  داشته و خدایگان پرندگان به شمار میرود.

مامان!
نمی‌خام ناراحتت کنم
اگر که برنگشتم
گریه نکن، چون … دیگه هیچی مهم نیست...




این مطلب در هنرمند 67 به چاپ رسیده است.
نظرات  
نام :
پست الکترونیک :
متن نظر :