جستجو :
پایگاه اطلاع رسانی نمایشگاه ها ، همایش ها ، مسابقات و مناسبت های داخلی و خارجی



ناآرام در آرامش ایستگاه
به بهانه اكران فيلم زن دوم- گفتگو با سیروس الوند

سمانه احمدی

  • سمانه احمدی:

«بعد از 35 سال کار و ساختن 22 تا فیلم دیگر به واقع بینی در مورد کارم رسیده ام .
فیلم « زن دوم » نوعاً فیلم منتقد پسندی نیست . چون پیچیدگی هایی که فیلم های منتقد پسند دارند را ندارد.و اساساً فیلمی است که  روشن جلو می رود . به عبارتی یا  تماشاگر با آن ارتباط برقرار می کند و یا نه .پس نیاز به منتقدی ندارد که لایه های پنهان آن را آشکار کند . »
با سیروس الوند در اواخر یک شب اردی بهشتی در حالی موفق به گفت و گو می شویم که فیلم « زن دوم » آخرین ساخته او ،روز های پایانی اکران خود را پشت سر می گذارد و او سخت مشغول تدوین تله فیلم تازه خود با نام « عروس برفی » است . با این تفاوت که در اولین تماس تلفنی مان او آماده رفتن به سفری خانواده گی بود و در شب گفت و گو به فاصله چند روز سوگوار از دست دادن مرحوم مادر گرامی شان .به همین علت قرار ما دو هفته به تعویق افتاد اما باز هم  در هنگام گفت و گو ، تلفن شخصی الوند برای ابراز همدردی بارها و بارها به صدا درمی آمد به طوری که رشته سخن را هر چند کوتاه ، از ذهنش می ربود .
الوند با وجود روی گشاده اش برای گپ و گفت ، همچنان مانند گذشته از منتقدین دلگیر است و چندان اعتمادی به برخی نوشته ها ندارد .آنچه می خوانید مختصری از بده بستانی است که با او داشته ایم . هر چند که او معتقد است که سال هاست برای خوشامد منتقدین فیلم نمی سازد.

 از این جهت که هم نویسنده و هم تهیه کننده یک نفر بودند  آیا مشکلی در کار شما ایجاد نشد؟

 نه . چون من هر وقت با خانم طائرپور مشورت می کردم به عنوان نویسنده کار و به عنوان کسی که متن را نوشته و روی آن کار کرده بود و در نهایت با آن زندگی کرده بود و با خانم طائر پور تهیه کننده راجع به مسائل تهیه کنندگی صحبت می کردیم و اتفاقاً ایشان خیلی کم هم سر صحنه بودند. در واقع در سفر شیراز و چند روزی که آن جا بودیم با ما بودند و در کیش هم دو سه روز آمدند و برگشتند.و به عنوان تهیه کننده دخالتی در کار من نداشتند و اصلاً قرارمان این بود که من به متن ایشان کاملاً وفادار باشم و ایشان هم در اجرا کاری به کار من نداشته باشد . اما به عنوان نویسنده با ایشان مشورت و صحبت می کردم . ضمن این که من هم تصور نمی کنم این کار اقتباس از یک رمان باشد . چون متن اولیه (متنی که به صورت کتاب منتشر شده ) رمان نیست و یک فیلمنامه بلند مناسب یک کار تلویزیونی است که خود خانم طائرپور با خانم کریم زاده آن را تبدیل به یک فیلمنامه کردند . ورژن های مختلفی از آن تهیه شد تا آخرین ورژنی که به من داده بودند که از نظر خودشان خیلی کوتاه شده بود ...

که باز هم این متن مسئله زمان را داشت .

یعنی چه ؟

یعنی اینکه از نظر زمانی طولانی بود.

خب . حالا  آن  بحث دیگری است .(بدین ترتیب او صحبت قبلی اش را از سر می گیرد ) بعد که من فیلمنامه را خواندم ، کتاب را خواندم . به نظرم رسید که یک صحنه هایی در کتاب است که بهتر است در فیلمنامه بیاید.

22-15_380

 مثلاً؟

حالا الان دقیق یادم نیست . اما دو سه مورد بود که در کتاب بود اما در فیلمنامه نبود که اضافه کردیم اما چیز هایی را هم درآوردیم که تمام این دخل و تصرف ها با مشورت من و توسط خودشان انجام شد.تا به نقطه نهایی رسیدیم . اما کاملاً مشهود بود که متن نهایی نیز طولانی است .

به همین علت  قرار شد که نسخه کامل به صورت ویدیویی منتشر شود و نسخه سینمایی کوتاه تر باشد؟

بله و وقتی هم که کار را شروع کردیم و پیش رفتیم ، برای همه ما مشهود بود که زمان فیلم طولانی خواهد بود . یک سری صحنه ها را در طول کار حذف کردیم ولی خانم طائرپور اصرار داشت که همه متن را بگیریم و تصمیم در مورد این که چی گذاشته شود و چی گذاشته نشود را موکول کنیم به بعد از فیلمبرداری.مونتاژ صورت گرفت و وقتی فیلم ساخته شد زمان آن حدود 170 دقیقه بود که 50 دقیقه اش را حذف کردیم که 120 و چند دقیقه برای نمایش در سینماها اختصاص د ادیم و قرار است کل کار به صورت ویدئویی دیده شود . البته شخص بنده با این فرم کار مشکلی نداشتم و فقط می دانستم نمی توانیم کل صحنه ها را داشته باشیم . البته شاید بهتر بود از همان ابتدا بخش هایی را کوتاه می کردیم که نتیجه بهتری می داد .

پرش هایی در فیلم شما وجود دارد که به نظر می رسد جدا از شیوه تدوین محمد علی سجادی کمی اذیت کننده است . این امر به دلیل همان مسئله ضیق وقت است؟

 بهر حال فکر کنید که 50 دقیقه از فیلم درآمده . حتماً برش هایی در فیلم دیده می شود که کمی غیر عادی و غیر معمول به نظر می آید چون شکل روایت یک مقدار تغییر می کند.

البته یکی از  اتفاقاتی که در فیلم افتاده و به نظرم به کل کار کمک کرده  این است که در بازنگری متن ،اجرا امروزی تر شده . مثل استفاده از موبایل و ایمیل و... که در متن به صورت دیگری است که اتفاقاً هم بر می گردد به شرایط اجتماعی در دهه هفتاد . این تغییرات جزئی مواردی بود که شما ایجاد کردید و یا در فیلمنامه نهایی ارائه شده بود ؟

فیلمنامه ده سال پیش نوشته شده بود . در این ده سال خیلی چیزها تغییر کرده بالطبع ما هم با این تغییرات هماهنگ شدیم . مثل اینکه در فیلمنامه از نامه استفاده شده اما می دانیم با تکنولوژی امروز کمتر خانمی از این طبقه است که دیگر نامه بنویسد بلکه یا از موبایل استفاده می کند و یا از ایمیل . پس به آن پرداختیم .

به جهت موضوعی فکر نمی کنید که در این فاصله ده ساله ای که کتاب منتشر شده ،بارها از آن الهام گرفته شده و یا به نوعی داستان به اصطلاح لو رفته است ؟

البته بعضی ها می گویند که فیلم هایی در این زمینه داستانی ساخته شده است .مثلاً فیلم « شب یلدا » آقای پور احمد که داستان زنی است که همسرش را رها می کند و به خارج از کشور می رود و هر چه می خواهد که شوهرش هم برود ، نمی رود و او هم بر نمی گردد و ...

با این شباهت که مرد فیلم  «شب یلدا »و« زن دوم» یکی است و هر دو را محمدرضا فروتن بازی می کند .

بله . حضور فروتن این مسئله را بیشتر تداعی می کند .  خب ! این مشکلی بود که پیش آمد . چون به هرحال فیلمنامه کتابی بود که در بازار موجود بود و چندین بار هم تجدید چاپ شده و در این ده سال حتی اگر بگوییم کسی از صحنه های کتاب گرته برداری نکرده ،اما وقتی کسی در چنین شرایطی به این موضوع فکر می کند کماکان چنین صحنه ها و لحظاتی به ذهن شان خطور می کند . مثلاً الان فکر کنید من و شما دور از هم مثلاً به موضوع مشکل یک خانواده ای فکر می کنیم که در  مورد مسئله مسکن دچار مشکل هستند ، یعنی فرض بفرمایید که یک پسری داشته اند که خیلی کمک حال خانواده بوده حالا ازدواج کرده و زندگی مستقلی دارد که وضعیت اش فرق کرده است و دیگرنمی تواند آن طر که باید و شاید به خانواده اش کمک کند . حالا این خانواده با حقوق  پدر خانواده که یک بازنشسته است باید روزگار بگذراند، خوب وقتی جدا از هم به این مسئله فکر می کنیم به این نتیجه می رسیم که می توانند به یک خانه کوچکتر نقل مکان کنند .ممکن است فکر کنیم که بهتر است مرد بازنشسته به دنبال کار برود و... بالاخره چند امکان که بیشتر نیست . در مورد فیلم ما هم وضع به همین منوال است . « زن دوم » داستان مردی است که زنش گذاشته و رفته است و مدتی گذشته و این مرد عاشق زن دیگری شده است .از این جا هم ممکن است به نظر شما مشابه فیلم های دیگری بشود که مثلاً مردی دو تا زن دارد و... این مسئله بود که در کار دست و بال مرا می بست.

این معذوریت ها باعث می شود که ریسک کار بالا برود . با توجه به این که مثلاً فروتن در دو فیلم دیگر هم مثل « کنعان » و « حس پنهان » هم با فضاهای مشابهی حضور یافته . . چطور سعی کردید که از افتادن در دام شباهت های لطمه زننده پرهیز کنید؟

خب .من متوجه این نکته بودم . البته هر دوی این فیلم ها بعد از « زن دوم » ساخته شده که البته هیچ کدام شان  را من ندیده ام . البته نیمه فیلمبرداری فیلم ما بود که آقای فروتن یک چند روزی بیکار بود . چون ما مشغول گرفتن صحنه های خانم کریمی  در کیش و شیراز بودیم . چند تا صحنه ای که آقای فروتن در شیراز کار داشت را گرفتیم . ( موبایل اش زنگ می زند و قطع می شود . به نظر می رسد که تماس از راه دور باشد.) گفتند که ایشان چند روزی کار دارند که رفتند و برگشتند که وقتی من متوجه شدم تعجب کردم . چون مثل اینکه شخصیتی را که در آن فیلم ( حس پنهان ) بازی کرده اند شبیه شخصیتی است که در این جا داشته اند و ماجرای مردی است که بین دو رابطه مانده و ...

شما خوش شانس بوده اید که « زن دوم » زودتر اکران شد.

این فیلم ها که بعد از فیلم ما ساخته شده . فیلم ما پارسال هم آماده نمایش بود و می توانست اکران شود. حتی قرارداد نمایش در عید فطر را هم داشت.
 من به این قضیه فکر کرده بودم که چطور رفتار کنم که فیلم همچنان طراوت و تازه گی خودش را داشته باشد. به رغم اینکه موضوع و صحنه های مشابهی در فیلم های دیگر دارد و  از طرفی خیلی تلاش  کردیم  هم من و هم آقای فروتن که بازی اش در این فیلم اگر یادآور « شب یلدا » می شود ،شبیه آن نباشد .

به همین علت سعی کردید از گریم سبک تر استفاده کنید ؟

نه. گریم ما گریم خیلی ساده ای بود آنجا خیلی گریم سنگینی داشت. از طرفی شخصیت ها کاملاً متفاوت از هم هستند . آن جا ما مردی را پس از اتفاق جدایی می بینیم و فیلم بسیار قشنگی هم هست و من خیلی این فیلم را دوست دارم ...

و البته بیشتر راجع به تنهایی مردی است که همسر و فرزندش او را ترک کرده اند و نه درگیری در ماجراهای مجدد .
فکر نمی کنید برخی از این موارد در فیلم شما بر می گردد به این که زمانی که شما به پروژه پیوستید ، برخی از عوامل و بازیگران از قبل انتخاب شده بودند ؟

نه . فقط حضور خانم کریمی (بازیگر نقش مهتاب) قطعی بود .

فروتن هم قرار بود نقش ...

آقای فروتن هم قرار بود نقش دیگری را بازی کند .

22-16_383حضور نیکی کریمی به خاطر همراهی اش با قصه در طی ده سال گذشته و نظر فرشته طائر پور از سوی شما پذیرفته شد  یا دلیل دیگری داشت ؟

نه . این قضیه مسئله پیچیده ای نیست . بگذارید آن را باز کنم .

 در واقع  این فیلم اولین همکاری شما با نیکی کریمی هم محسوب می شود؟

بله .ببینید وقتی  این فیلمنامه  پیشنهاد شد به من گفته شد که این دو بازیگر انتخاب شده اند برای این دو نقش ( مهتاب و امیر ) . به نظر من خانم کریمی خیلی مناسب نقش اش بود یعنی اگر هیچ بازیگری برای این نقش انتخاب نشده بود قطعاً من خانم کریمی را انتخاب می کردم . ایشان خیلی مناسب این نقش بود . ضمن این که متن اصلی کتاب را سال ها قبل خوانده بود. خیلی علاقمند بود به قصه و همیشه هم با خانم طائرپور پیگیری می کرد که کی این فیلم ساخته می شود .

تا آن جایی که اگر شرایط مساعد بود خودش این فیلم را کارگردانی می کرد؟

من این موضوع را بعدها شنیدم . در واقع هنگام نمایش فیلم و این که اگر خانم کریمی فیلم را می ساختند قطعا خودشان  بازی نمی کردند  که از این نظر یک امتیاز منفی برای فیلم بود .چون ایشان بهترین و مناسب ترین گذینه برای نقش مهتاب بود . اگر من را آزاد هم گذاشته بودند ، باز هم خانم کریمی اولین کاندیدایم برای این نقش بود . پس تا این جا مسئله نداشتم چون من هم وقتی متن را خواندم خانم کریمی را در این نقش می دیدم . هم به لحاظ سن ، موقعیت ،نوع کاراکتری که خانم کریمی در ذهن مردم جا افتاده و...  . به عنوان مثال من خانم هدیه تهرانی را برای این نقش مناسب نمی دیدم .

چرا؟

به دلیل این که به نظر می رسید  سابقه حضور خانم تهرانی در فیلم « شوکران » که فیلم موفقی بود لطمه می زد به برخورد تماشاچی با فیلم ما . چون او آن جا هم زن دوم بود اما حضوری که داشت بر مبنای هوسرانی مرد بود .

این رابطه بار منفی را به دنبال داشت .

بله . این البته بدون این که او بخواهد اتفاق می افتد . در آن فیلم اگر مرد طرف زن دوم می رود از روی عشق نبود . از طرفی همسرش حاضر بود و او هم زندگی اش را داشت که با دیدن یک زن دیگر سست می شود.

اگر هدیه تهرانی آن حضور موفق و به یادماندنی را نداشت ، گزینه شما برای نقش مهتاب بود؟

نه! این امتیازی بود که در این جا خانم کریمی به خانم تهرانی داشت .همانطور که فیلم « دست های آلوده » را مناسب حضور خانم کریمی نمی دیدم . البته این مستقل از آن است که من اساساً بازی کدام را می پسندم .
از طرفی باز هم دوست دارم که همکاری دیگری با خانم تهرانی داشته باشم . چون بازی اش را هم در « دست های آلوده » و هم در « شوکران » و به خصوص در « چهارشنبه سوری »  که خیلی هم موفق بود ،دوست دارم . اما به نظر می رسد حضور خانم هدیه تهرانی در  فیلم «زن دوم » یادآور نقش هایی می شد که معنای اغواگری می داد و شکل دیگری می گرفت که سلامت این رابطه را به خطر می انداخت .

کار را مشکل تر می کرد ؟

نه . سلامت این رابطه را در ذهن تماشاچی به خطر می انداخت .

خب می توانستید به طریقی ذهن مخاطب را منحرف کنید.

بله . می شود خیلی کارها در این مورد کرد ولی در هر حال از اول تماشاپی یک باوری دارد که از جای دیگری آمده است . خب چرا باید کسی را انتخاب کنیم که یک باوری را به خصوص در این نقش ها با خودش به همراه می آورد؟ ( باز هم یک مثال داستانی می آورد و آن این که اگر پرویز پرستویی قرار باشد نقش یک افسر عراقی را بازی کند چه می شود و ...

در مورد انتخاب فروتن ماجرا به چه صورت پیش رفت ؟

خب . من از اول می خواستم با ایشان کار کنم . قرار بود ایشان در فیلم مزاحم به جای امین حیایی باشد که اول به نظرم رسید که به این کار تمایل دارد اما بعد منصرف شد و بالاخره جواب رد داد. در برگ برنده هم وقت های کاری مان به هم نخورد در حالی که حدود بیست روز هم تلاش کردم که آقای فروتن با ما هماهنگ شوداما چون قرار داد دیگری داشتند این امر ممکن نشد. در نتیجه فی نفسه دوست داشتم با آقای فروتن کار کنم . ولی اصلاً ایشان را برای نقش امیر مناسب نمی دیدم .

مگر تصورتان از نقش امیر چه بود؟

فکر می کردم بازیگر نقش امیر باید کمی معمولی تر باشد ، واقعی تر.به آن شکل آرتیست نباشد . زیاد خوش قیافه به آن صورت نباشد . مختصاتی که از امیر در ذهنم می دیدم این بود که خاطره ای با خودش نیاورد . حتی دوست داشتم اگر می شد یک آدم ناشناس برای آن می آوردم و امیر آقایی از نظر من یک فرد ناشناس بود .چون کارهایی که تا کنون انجام داده بود به آن صورت در ذهن تماشاچی شکل نگرفته بود .

چه چیزی را دوست داشتید در چیدمان بازیگر هاتان به آن برسید که امکانش را نداشتید ؟

همه انتخاب ها را دوست داشتم . در مورد شخصیت امیر تصور می کنم بهترین گزینه پرویز پرستویی بود البته در ده سال پیش . امیر آقایی برای من پرستویی آن سال ها را تداعی می کند.

چرا فروتن اصرار داشت نقش امیر را بازی کند؟

انتخاب فروتن به جای بهرام انتخاب من بود و انتخاب کس دیگری نبود . علت این که ایشان دوست نداشت این نقش ( بهرام ) را بازی کند این بود که  فکر می کرد شخصیت بهرام را پیش از این مثلاً در « شب یلدا » بازی کرده است و این نقش برایش شخصیت تازه ای نخواهد بود . ضمن این که نقش امیر را به دلیل متفاوت بودن با کارهای خودش ، خیلی دوست داشت . در واقع من چند جلسه با او صحبت کردم و بالاخره متقاعد شد بهرام را بازی کند.

در مورد نقش کتایون ما به این نتیجه می رسیم که همسر اول بهرام زیباتر ، جذاب تر و به عبارتی در ظاهر مقبول تر از مهتاب است . آنا نعمتی چطور به پروژه شما پیوست ؟

باید هم همین طور باشد . آنا نعمتی به این دلیل انتخاب شد که من قصدم آن بود که بگویم مرد به خاطر این که به یک زن جوان تر و یا جذاب تر برخورد کرده به دنبال او نرفته .بلکه یک کاراکتر(شخصیت ) بهتر پیدا کرده . فرض کنید که اگر من مهتاب را زنی جذاب تر با شرایط فیزیکی بهتری می گذاشتم ، آن وقت این ذهنیت بوجود می آمد که مرد به دنبال اغواگری رفته است .که نه فیلمنامه چنین ماجرایی را دنبال می کرد و نه من این طور می خواستم . به همین دلیل زنی جوان و زیبا را با تعریف کلی که از زیبایی مرسوم این روزها می شناسیم ، انتخاب کردیم .
بهر حال به دنبال چنین شاخصه ای بودیم که با بعضی ها نمی شد کار کرد که یا مشغول کاری بودند و یا شرایط جور نمی شد. مثلاً خانم مهتاب کرامتی برای این نقش پیشنهاد شد که باز هم من ایشان را مناسب این نقش نمی دانستم .چون خانم کرامتی فرم و تیپ و حالت بازی و چهره و خاطره ای که تماشاچی از او دارد ، زن محکم و مقتدر و عامری را به ذهن متبادر می کند که مثلاً زمانی که از هواپیما پایین می آید و حس می کند شوهرش چنین مشکلی دارد ، می رود سراغ آن زن و می گوید: خانم چه می گویید این شوهرم است و آن هم بچه ام است و... به همین علت مهتاب کرامتی مناسب نبود . ضمن این که خانم نعمتی بازیگری است که شروع خوبی داشته در سینما و من کارش را در فیلم آقای معصومی که اسمش خاطرم نیست ( دل باخته) را دوست داشتم . از طرفی هم از جیرانی تعریف بازی اش را در پارک وی شنیده بودم البته فیلم را ندیده ام .اما در مجموع قرار شد این فرصت به ایشان داده شود که خیلی استقبال کرد و واقعاً زحمت کشید و انگیزه بالایی هم داشت .

22-17_380

سحر زکریا اولین انتخاب برای نقش فرزانه بود ؟

اولین انتخاب خانم هنگامه قاضیانی بود که ایشان را خانم طائر پور به من معرفی کردند . من از خانم قاضیانی چیزی ندیده بودم . نوار چند تا از کار هایشان را آوردند و من دیدم چند جلسه با ایشان صحبت کردم .  تمرین کردم و زمانی که بالاخره متقاعد شده بودم ایشان نقش فرزانه را بازی کنند به یک باره به خانم طائر پور گفت که من به آقای الوند تحمیل شده ام و بهتر است نباشم و رفت .روز بعد فهمیدم که قرار است بازیگر نقش اول فیلم آقای میرکریمی باشد . من هم جای ایشان بودم نقش اول فیلم به همین سادگی را به نقش سوم فیلم زن دوم ترجیح می دادم منتهی با رفتاری حرفه ای . ایشان هنوز آماتور اند و این مناسبات را بلود نیستند .البته من خوشحالم که ایشان موفق شدند . حضورشان در سینما مبارک . بعد از ایشان به خانم مریلا زارعی فکر کردیم  ولی اشکال این انتخاب آن بود که مریلا زارعی یادآور فیلم دوزن می شد که با خانم کریمی چنین رابطه ای داشت . بهرحال در این مسیر به بازیگران دیگری هم فکر کردم تا رسیدم به خانم سحر زکریا که قبلاً در فیلم « تله » با هم کار کرده بودیم و به معتقدم بازیگر منظم و بااستعدادی است و متأسفانه هنوز آن کاری که در حد توان و استعدادش است را در سینما انجام نداده است .
در این فیلم با وجود این که در محور اصلی درام نیست اما شخصیت فرزانه را قابل باور ارائه داده  و به راحتی با تماشاگر ارتباط برقرار می کند .

در فیلم شما با وجود این که غلظت حضور زن ها بیشتر است اما این مسئله وجود دارد که خواسته اید بهرام را به عنوان مرد محوری درام مظلوم جلوه بدهید . چرا؟

 خب . حالا این خوب است یا بد ؟

 پاسخ من را ندادید.

این مسئله نیست یک نکته است .مسئله چیزی است که باید حل شود .وقتی این را می گویید یعنی که این ماجرا اشکال دارد. من می خواهم بدانم در ذهن شما چیست؟

بستگی دارد چه جور به آن نگاه کنیم .  اگر شما روی این کلمه حساسیت دارید می توانیم جور دیگری مطرح اش کنیم.

پس اصلاح اش کنید. این « مسئله » نیست .

واقعیت این است که در ظاهر وزنه زنانه گی کار سنگین تر است اما شما به عنوان کارگردان خواسته اید با این نوع پرداخت ، قدری این مسئله را به تعادل برسانید . آن هم با مظلوم جلوه دادن بهرام .

خب هست.بالاخره آدم ها در موقعیت های مختلف شکل های مختلفی پیدا می کنند مثلاً آدمی ظالم است اما در موقعیت دیگری همان آدم مظلوم واقع می شود . به نظر من قربانی اصلی این ماجرا بهرام است . چون همه در نهایت به یک آرامشی که تصور می کنند می رسند . کتایون شوهر و پدر فرزندش را حفظ می کند . مهتاب هم به آرامش می رسد که از عشق به یک مرد به یک عشق مادرانه می رسد که  ارزش های بیشتری هم ممکن است برای او داشته باشد . امیر هم در دنیای دیگری به آرامش می رسد چون آدمی است که به مرگ  و از آن استقبال می کند. این وسط کسی که همچنان در سردرگمی به سر می برد بهرام است طبیعی است در چنین شرایطی مظلوم به نظر می رسد. این که ما بخواهیم به حقوق زنان بپردازیم به قیمتی که توی سر مردان بزنیم درست نیست . من اصولاً با این دیدگاه مخالفم .اما این خوب است که در عمل ببینیم آیا همانطور که شعار می دهیم ما حقوق خانم ها را رعایت می کنیم یا نه و... 
من بارها دیده ام زمانی که به چنین موضوعی پرداخته می شود طوری است که انگار تنها مردها مقصر هستند در حالی که اگر این حقوق رعایت نمی شود تمام آحاد جامعه مقصرند.
به همین علت من فکر می کنم « زن دوم » از این منظر حرف و نگاه تازه ای دارد که حقوق زن ها را به این قیمت که مرد را بکوبد تشریح نمی کند .آن هم مردی که خوش گذران نیست و تنهایی دارد که فقط با مهتاب پر می شود که با رفتن وی همانطور باقی می ماند ...

فکر نمی کنید این انتظار کشیدن های بهرام کمی غیر واقعی به نظر می رسد؟

ممکن است در این دوران کسی این کار را نکند اما این چیز مطلقی نیست . ممکن است بعضی ها هم این کار را بکنند . چون ما در لایه های زیرین زندگی ادم ها دقیق نمی شویم . چون این شخصیت ها از جنس انبوه آدم ها نیستند . قرار نیست رئالیزمی که در « یک بار برای همیشه » ، « چهره »، « هتل کارتن » و « برگ برنده » است . در این جا هم باشد . نباید این جوری نگاه کنیم . این ها آدم های گزیده ای هستند که به هر دلیلی مشکل مالی ندارند و حر کت هایشان به خاطر ضعف اقتصادی نیست . حرکت های آدم ها در این فیلم و انگیزه هایشان به شدت عاطفی است . در یک جاهایی عاشقانه است . این که عشق را چطور جستجو می کنیم ؟ چه تعریفی از عشق داریم ؟ این عشق چقدر می تواند سازنده باشد ؟ چقدر مخرب است ؟ این عشق در چه سنی و چه حالت هایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ و این که اساساً بی عشق نمی شود زندگی کرد .عشق زن و مرد ، عشق مادر و فرزند ، عشق آرمانی و...

در شرایطی که بحث زن دوم در جامعه به یکی از دغدغه های روز تبدیل شده است .نترسیدید با ساختن چنین فیلمی به جانبداری از آن منتسب بشوید ؟

نه ، چون چنین کاری را نکرده ایم .به خاطر همین نوع نگاه متفاوت کتاب بود که فیلم را ساختم که اگر نبود آن را نمی ساختم . چون در غیر این صورت چه کار تازه ای بود که در فیلم های دیگر انجام نشده بود ؟ همین نگاه داستان است که ان را جذاب ،خواندنی و دیدنی می کند و این که چنین ماجرایی را تأیید نمی کند.

تکذیب هم نمی کند.

چرا. وقتی می گوید که چه موقعیت هایی ممکن است بواسطه آن بوجود بیاید که موقعیتی بحرانی و تراژیک است ، در واقع دارد تکذیب می کند. این تفاوت دارد با فیلمی که دو تا هوو باهم خوش و خرم دارند زندگی می کنند که قابل باور هم نیست . و به عبارتی در اغلب آنها سوء استفاده دیده می شود... به طوری که برخی فیلم سازان مانند همان مردان هوسران و سطحی می روند از این امکان در فیلم شان به صورت غیر انسانی استفاده می کنند .

در چه صورت « زن دوم »را نمی ساختید؟

 در صورتی که قرار بود چنین برخوردی با زن در آن شود.

« زن دوم »  چه نوع فیلمی است ؟

نوعاً فیلم « زن دوم » فیلم منتقد پسندی نیست . چون پیچیدگی هایی که فیلم های منتقد پسند دارند را ندارد.و اساساً فیلم روشن جلو می رود و یا با تماشاگر با آن ارتباط برقرار می کند و یا نه . نیاز به منتقدی ندارد که لایه های پنهان آن را آشکار کند .

به زعم شما « زن دوم » را می توان قدمی به جلو در کارنامه سیروس الوند دانست ؟

این فیلم را دوست داشتم که ساختم . هر فیلمی نیز قرار نیست صد در صد همانی بشود که می خواهیم . کار به جایی رسیده که اگر فیلمی 50 درصد از آنی بشود که قرار بوده رضایت سازنده اش را جلب کرده است و من فکر می کنم این فیلم بیش از 50 درصد آنی شده که می خواستیم . این فیلم به جهت موضوع شبیه کارهای دیگرم نیست و تازه است اما بهر حال این فیلم به نظر من در کنار فیلم های دیگرم مثل « یک بار بای همیشه » ، « چهره » و « رستگاری در هشت و پنج دقیقه » می گنجد .

می توان این طور دریافت کرد که ساخت چنین فیلمی آغاز فاصله گرفتن شما از سینمای بدنه است ؟

نه . من سینمای بدنه را سینمای بدی نمی دانم . تعبیری که شما از سینمای بدنه دارید را نمی دانم چیست ؟ اما تعبیری که من از آن دارم  سینمای خوب آبرومندی است که نسبتاً هم تماشاچی داشته باشد . آن فیلم هایی که به زعم شما مربوط به سینمای بدنه است ، فیلم های مبتذل است که شما به آن می گویید بدنه . من فیلم هایم مبتذل نیست . تصور می کنم کار کردن در این زمینه سخت است و کار ساده ای نیست . خیلی ها می آیند و نمی توانند . این کار بعضی وقت ها  سخت تر از فیلم های جشنواره ای ساختن است . فیلم های جشنواره ای فرمول خودش را دارد که البته نیاز به بودجه دارد و این طور نیست که فقط چند نفر خلاقیتش را داشته باشند. هر فیلم ساز جشنواره ای که با پول بخش خصوصی داخلی فیلم ساخت آن وقت من آن را قبول دارم . تا وقتی بودجه های دولتی و پخش کننده های خارجی هستند من زیاد غافلگیر نمی شوم. بدین ترتیب من از مسیری که دارم کار می کنم فاصله نمی گیرم . همین فیلم هایی که دارم می سازم  و مخاطبم را هم دارم ادامه می دهم .  این فیلم مخاطبان خاص خودش را داشته و در تمام طول اکران ، فروش ثابت و گاه رو به بالایش نشان از رضایت تماشاگران بهتر و آگاه تر دارد .مخصوصاً خانم ها که معتقد بودند جای چنین فیلمی خالی بوده و از این که به زن دوم این طور نگاه شده راضی بودند و حتی آقایان. همین من را راضی می کند . من نیازی ندارم از خودم تعریف کنم .بعد از 35 سال کار و ساختن 22 تا فیلم دیگر به واقع بینی در مورد کارم رسیده ام و عیب های کارم را می شناسم. (هنرمند 22)




نظرات  
نام :
پست الکترونیک :
متن نظر :