پایگاه اطلاع رسانی نمایشگاه ها ، همایش ها ، مسابقات و مناسبت های داخلی و خارجی

تماشاخانه ایرانشهر
به صفحه هوادارن ما در فیس بوک بپیوندید چی بپزم







دوستي با انسان و طبيعت
گزارشي از اجراي نمايش

رضا آشفته

منصور خلج سرانجام موفق شد که"شازده کوچولو" را در تالار مرکز توليد تئاتر و تئاتر عروسکي کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان اجرا کند. اجرايي که از مرداد ماه تا آبان ماه به تعويق افتاد.


او از ارديبهشت ماه گروهش را براي انجام تمرينات تشکيل داد و پس از سه ماه تقريباً نمايش آماده اجرا شد، هر چند براي تکميل لباس و دکور و پروجکشن نياز به زماني يک هفته‌اي داشت. متاسفانه اين تدارکات و تصميم‌گيري‌هاي مديران باعث شد که سه ماه اجراي"شازده کوچولو" به تعويق بيفتد. اجرايي که بيشتر براي گروه سني نوجوانان مناسب است. نوجواناني که به تعبير منصور خلج و رضا بابک، دو تن از پيشکسوتان تئاتر کودک و نوجوانان به ياد فراموشي سپرده شده‌اند.
درباره شازده کوچولو

داستان "شازده کوچولو" هم خود در کشورمان فراز و نشيب‌هايي دارد. تعدادي از مترجمان به نام مانند محمد قاضي و احمد شاملو و غير مشهور، اين رمان را بارها ترجمه و به دست نشر سپرده‌اند. متني که در دل جنگ جهاني دوم توسط آنتوان سنت اگزوپري نويسنده عارف مسلک فرانسوي نوشته شد. او هدفش از نگارش اين متن ايجاد مودت و دوستي، برقراري صلح و دادن اميد به آدم‌هايي است که در دل ويرانه‌هاي جنگ نا اميد و افسرده رها شده‌اند. در اين سال‌ها اروپا دچار دهشت و افسردگي بود و جنگ در اقصي نقاط اين قاره سبز بيداد مي‌کرد. هيچ کسي هم نمي‌دانست مسبب اين همه جنگ و حرمان کيست. فقط تحمل مي‌کردند و همه از اين جنگ جز‌ آسيب هيچ خيري نمي‌ديدند. اگزوپري با روح لطيف، شاعرانه و کودکانه‌اش در صدد بود تا آدم‌ها را متوجه ويژگي‌ دروني و انسانيت‌شان بکند. آدم‌هايي که ديگر حوصله همديگر را نداشتند و ترجيح مي‌دادند در قتل و غارت يکديگر مداخله داشته باشند تا اين که از در دوستي و رفاقت وارد شوند.

2lxi5xh_949


"شازده کوچولو" از سياره خود پا به زمين مي‌گذارد تا دوستي پيدا کند. او درمي‌يابد در اين جا کسي به دنبال دوستي نيست. حتي رابطه انسان با طبيعت قطع شده است. "شازده کوچولو" اما با همه دوستي مي‌کند و درمي‌يابد که دلش براي گل سرخش مي‌تپد و به سياره‌اش برمي‌گردد تا او را تنها نگذارد.


سلوک شازده کوچولو عرفاني است و شناخت او از زمين کمکش مي‌کند تا اين بار با انگيزه‌ بيشتر عروجي را پيش روي داشته باشد و با داشته‌ها و درک و دريافت‌هاي هستي شناسانه و بالاتر پا به سياره کوچکش بگذارد. البته منصور خلج با دراماتورژي خود انگيخته در پي آن است تا دستي در شازده کوچولوي اگزوپري ببرد و با دوستي شازده با خلبان و ديگران فضاي متفاوت‌تري را ايجاد کند. اين بار شازده کوچولو با آن که دوستاني را روي زمين دارد، آن جا را هم ترک مي‌کند. چون هبوط خود خواسته شازده کوچولو با عروج دوباره معناي سير و سلوک به خود مي‌گيرد وگرنه هبوط و ماندن بر زمين که دلالتي بر حرکت عارفانه نخواهد کرد.

اجرا
منصور خلج در اجرا بر آن است، تابلوهاي به هم پيوسته‌اي از مسير رو به جلو و اوج گرفتن شناخت شازده کوچولو را پيش روي تماشاگر قرار مي‌دهد. در هر مرحله حيوان و انسان و گل و گياهي با شازده کوچولو روبه‌رو مي‌شوند. هدف از اين ارتباط رسيدن به مفهومي انساني است. دوستي‌ها مسير را براي عروج دوباره باز مي‌کنند. تعالي در دل همين دوستي‌ها اتفاق مي‌افتد. فضاي شاد و ضرباهنگ لطيفي بر صحنه حاکميت دارد. قرار است که نوجوانان مفاهيم را به راحتي درک و هضم کنند و تصاوير و ميزانسن‌ها در اين مورد نقش مهمي را ايفا مي‌کنند. هيچ چيز پيچيده نيست و هيچ نکته‌اي در لفافه بيان نمي‌شود. قرار است به سادگي همه چيز برگزار شود و شازده با غلبه بر ترس‌ها و هراس‌ها، خود يافتن و برقراري ارتباط دوستانه، دقايقي از زندگي بر زمين را تلطيف کند. او پيوند دوباره‌اي را بين انسان و طبيعت برقرار مي‌کند تا در يکي شدن اين دو در هم، آرامش حقيقي بر زمين حاکم شود.


ويدئو پروجکشن تصاوير و عکس‌هايي را پخش مي‌کند که بيانگر طبيعتي است که در هر تابلو تغيير مي‌کند و مسير رفت و ‌آمد شازده کوچولو را بيان مي‌کند. اين تصاوير مکمل دکور و وسايل صحنه مي‌شود تا فضايي قابل درک‌تر در ذهن تماشاگر(نوجوان) بازآفريني شود.

136916_orig_300


در صحنه نيز آن چه بايد در اين مسير به خدمت گرفته شود، گذاشته شده است. برشي از هواپيما، پلکان(نشانه تاج و تخت) و... ‌همگي به نوعي در خدمت اجرا قرار مي‌گيرند و هيچ چيز زايدي در صحنه به چشم نمي‌آيد. رنگ‌ها ‌هم شاد و شيک هستند و جذاب، براي آن که تماشاگر در اين سن و سال‌ نوجواني نياز به رنگ‌ها و فضاهاي دلچسب دارد. به خصوص فضاي اثر نيز کاملاً مثبت است و قرار است که همه با مفهوم دوستي سالن را ترک کنند. ايجاد و القاي چنين حس نياز به تصاوير شاد و جذاب دارد و مطمئناً چشم‌پوشي از آن باعث قطع ارتباط حسي با مفهوم مورد نظر شازده کوچولو مي‌شد. بازي‌ها هم ساده و نمايشگرايانه است، همه آن طور بازي مي‌کنند که بيانگر نوعي بازي در صحنه باشند. به قول معروف بازيگران در نقش غرق نمي‌شوند، بلکه با فاصله گرفتن از نقش در صدد برمي‌آيند که نوع‌ ارتباط عقلاني با اثر ايجاد کنند.

اشعار افسانه شعبان‌زاده نيز در خدمت اجراست و به فضاسازي و ضرباهنگ، کمک لازم الاجرايي مي‌کند و در بارور شدن نمايش حضور موثري دارد.

منصور خلج

منصور خلج امسال در جشنواره بين‌المللي تئاتر کودکان و نوجوانان در اصفهان به دليل يک عمر فعاليت هنري و پژوهشي تقدير و تجليل شد. او تاکنون نمايشنامه‌هاي"غول و آبادي"، "سه ماهي"، "دوستي"، "نيرنگ"، "جاري مثل جويبار"، "کجا کجا پرنده‌ها"، "آهاي دوستاتو بشناس" را براي بچه‌ها نوشته و برخي از آن‌ها را به صحنه آورده است. "ماهي سياه کوچولو" صمد بهرنگي نيز يکي ديگر از اجراهاي اوست.


منصور خلج متولد آبان 1329 در تهران است که تا مقطع کارشناسي ارشد ادبيات نمايشي تحصيلات دارد و دوران کاري‌اش به مديريت او در کتابخانه مجموعه تئاترشهر برمي‌گردد که پيش از انقلاب آغاز و تا سال 84 ادامه داشت.

 




این مطلب در هنرمند 34 به چاپ رسیده است.
نظرات  
نام :
پست الکترونیک :
متن نظر :